رمان عشق فلفلی نوشته ی پانی مقدم




دختری به نام تیام، دختری در سال سوم دبیرستان ، از لحاظ ظاهری متوسط ولی از لحاظ باطنی محشر ، غرق در درس و بحث …
تا اینکه شاهزاده رویاهای هر دختری از راه میرسه ، ولی تیام خانم چشم و گوشش اونقدر بسته بوده که شاهزاده رو نمیبینه ، شاهزاده هم چشمش باز و فقط قیافه رو میبینه و اخلاق رو نمیبینه تا اینکه …
کانال تک سایت در تلگرام، اینجا کلیک کنید

Admin : دوستان عزیزی که قصد خوندن رمان عشق فلفلی رو توی موبایلشون دارن میتونن با دانلود اپلیکیشن های پی دی اف خوان ، خیلی راحت از کتاب های فرمت پی دی اف استفاده کنند .

بخشی از متن رمان عشق فلفلی:
با اشاره ی چشم از صبا خواستم بلند شه. اونم بی هیچ حرفی بلند شد، نشستم کنار سوگل. دستمو دور شونش حلقه کردم. سرشو گذاشته بود روی میز و زار زار اشک می ریخت. دهنمو بردم نزدیک گوشش و گفتم:
- سوگل این امتحان اون قدر هم مهم نیست که تو داری براش گریه می کنی.
- چی چی رو مهم نیست! گفت تو معدل تاثیر داره.
- هنوز اول ساله، جای جبران هست.
- وای تیام تو که مثل من گند نزدی، پس حرف نزن.
سرمو بردم عقب، سعی کردم ناراحت نشم. آروم سرشو بالا آورد، تو چشمای قهوه ای تیره اش که قرمز شده بود نگاه کردم و گفت:
- ببخشید.
- برو بابا.
همدیگه رو بغل کردیم و اون همون طور که دماغشو می کشید بالا گفت:
- تیام، تو تا حالا تک آوردی؟ نیاوردی، نمی دونی من چه دردی دارم.
دستمو لای موهای خرمایی پر پُشتش کردم و گفتم:
- دبیرستانه و تک آوردنش.
- دیوونه.
سرشو از روی شونم برداشت که در با یه حرکت باز شد و شیدا و باران هم اومدند تو...
منبع