رمان سایه ی نگاهت از فرزانه رضایی




داستان زندگی دختری فقیر به نام فیروزه که با خانواده خود در ساختمانی در باغ یک خانواده ثروتمند و انسان زندگی میکردند. ارسلان پسر خانواده ثروتمند بعد از گرفتن تخصص مغز و اعصاب از فرانسه به ایران برمیگرده و عاشق و شیفته فیروزه میشه. جالب اینجاست که خانواده پسر با وصلت آنها هیچ مخالفتی نداشتند پدر فیروزه بوده که اجازه این وصلت را نمیده و دخترش را در شان ارسلان نمیدونه!!!